على محمدى خراسانى
27
شرح مكاسب (فارسى)
اجازه داديم ) و نيز روايت مسمع بن عبد الملك است كه مىفرمايد : آنچه از زمينها در اختيار شيعيان ما است آنان مجازند كه از آن اراضى استفاده كنند و اين حليّت تصرّف ادامه دارد تا هنگامى كه قائم ما عليه السلام قيام فرمايد و خراج اين زمينها را از آنان جمع آورى كند و خود زمين را در اختيار آنان وا بگذارد ، و امّا آن بخش از زمينها كه در دست غير شيعيان باشد ، كسب و كار آنان در آن زمينها حرام است تا زمانى كه باز قائم ما ظهور كند و اين زمينها را از دست آنان بگيرد و آنان را با ذلّت و خوارى از اين زمينها بيرون كند . « 1 » ( ضمناً بحثى است كه آيا انفال و زمينهاى موات در عصر غيبت براى خصوص شيعيان مباح است ؟ يا براى همهء مسلمانان ؟ و يا اختصاص به مسلمانان ندارد بلكه براى آحاد انسانها اعمّ از مسلمان و كافر مباح است ؟ از حديث مسمع احتمال اوّل مستفاد است ولى از رواياتى هم احتمال دوّم مستفاد بود مثل دو نبوى مذكور ، و از رواياتى هم احتمال سوّم مستفاد است از قبيل : اىّ قوم احيوا ارضاً فهى لهم و هم احقّ بها و . . . كه مرحوم شيخ فعلًا وارد اين بحث نمىشوند . ) قوله : نعم : ما گفتيم : ماليات ساقط است ولى علّامه در تذكره فرموده : هركس در زمين موات بدون اذن امام عليه السلام تصرّف كند ( پس شيعه خارج شد چون با اذن امام است ) بايد اجرت زمين را بدهد . « 2 » 2 - قوله : و يحتمل : جواب دوّم : ممكن است بگوييم : رواياتى كه سخن از وجوب خراج مطرح كرده منظور زمان حضور امام عليه السلام است و در آن زمان اداء ماليات واجب است و گرنه در زمان غيبت اجماعى است كه پرداخت خراج و مال امام ( سهم امام كه همان خراج باشد ) واجب نيست بلكه روايات فراوان اتّفاق نظر دارند بر اينكه اين زمينها ملك كسى است كه آنها را آباد كرده است « 3 » و مسلمانان همگى اجماع و اتّفاق نظر دارند بر اينكه : زمينهاى موات بوسيلهء احياء ، مملوك واقع مىشوند .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 382 ، حديث 12 . ( 2 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 402 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 326 ، به بعد .